محمد حسن خان اعتماد السلطنه

26

صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى )

او را به همين كار مىتوان قياس كرد . » در كتاب سرجان ملكم سفير انگليس كه تاريخى نيكو راجع به ايران نگاشته است ، در ذيل حالات لطفعلى خان و شاه شهيد آقا محمد خان در چند موضع ذكرى از حاجى ابراهيم خان شيرازى مىكند مطالب آن تقريبا موافق با همين مطالبى است كه ما نگاشته‌ايم و ذكر آن مسطورات باعث تطويل خواهد شد ، ليكن يك دو فقره از مطالب مسطوره تاريخ سرجان ملكم را عينا نقل مىكنيم كه مزيد معرفت خوانندگان گردد . سرجان ملكم « 1 » در ذكر سلطنت آقا محمد خان در باب بيست و يكم از كتاب خود مىگويد :

--> ( 1 ) - سرجان ملكم ، جان ملكم پسر جرج ملكم يكى از برزگران اسكاتلندى ، در دوم ماه مى 1769 ميلادى در قريهء برنفوت تولد يافته است . پس از اتمام تحصيلات ابتدائى در پائيز سال 1782 ميلادى در 12 سالگى با رتبهء آسپيرانى داخل خدمت قشون هندوستان شده و رهسپار هند شد . در سال 1791 در ايالت حيدرآباد به خدمتگذارى كمپانى هند شرقى مشغول شده و با كمال شوق و ذوق به تحصيل زبان فارسى شروع كرده ، در اندك زمانى به خوبى به زبان فارسى گفتگو كرده و نوشته‌ها را به انگليسى ترجمه مىنمود و پس از چندى توقف بواسطهء عارضه كسالت به انگلستان برگشت و در سال 1796 مجددا به هندوستان معاودت كرده و به سمت منشى اول فرمانده كل نيرو - هاى انگلستان برقرار شد و در سال 1800 ميلادى از طرف مدير كل هند شرقى لردولزلى به سمت نمايندهء مخصوص سياسى براى عقد اتحاد سياسى و تجارتى با دولت ايران و خنثى كردن عمليات هيئت‌هاى فرانسوى كه از طرف ناپلئون به ايران آمده بودند مأمور ايران گرديد و در دسامبر همان سال وارد طهران شد . و پس از چند روز استراحت به دربار فتحعلى شاه بار يافت و موفق گرديد با حاج ابراهيم خان صدر اعظم دو معاهده ، يكى تجارتى و ديگرى سياسى منعقد نمايد . ملكم از اين مأموريت موفق برگشت و پس از آن چند دفعهء ديگر به ايران بازگشت و مدت ده سال در شهرهاى ايران مسافرت كرده و با اعيان و رجال و سرداران و دانشمندان ايرانى و علما و فضلا و شعراى ايران معاشرت كرده و يك كلكسيون كامل از نسخه‌هاى خطى از قبيل تاريخ طبرى ، تاريخ الفى ، تاريخ وصاف ، روضة الصفا ، حبيب السير ، مسالك الممالك ، ظفرنامه ، احسن التواريخ ، زبدة التواريخ ، تاريخ عالم‌آراى عباسى ، تاريخ رشيدى ، تاريخ نادرى و چند نسخه كهن از شاهنامه فردوسى جمع‌آورى كرده و همراه برد كه تمام آنها در كتابخانهء موزهء بريتانيا موجود است . ملكم در سال 1811 به انگلستان سفر نمود و به لقب شواليه مفتخر شد و در اين موقع فرصتى بدست آورده و تاريخ ايران را دو جلد تدوين كرده و در سال 1815 در لندن به طبع رسانيد و در سال 1815 مجددا به هندوستان مراجعت كرده و به سمت نمايندهء سياسى ايالت دكن منصوب گرديد . و در سال 1830 هندوستان را براى هميشه ترك كرده و به انگلستان برگشت و به عضويت پارلمانى انگليس انتخاب شد و در سىام ماه مى سال 1832 ميلادى در لندن درگذشت . آثار علمى و خدمات سياسى او بر صفحات ايام باقى مانده است . علاوه بر مجلدات تاريخ ايران در سال 1814 منظومهء تحت عنوان ايران بدون ذكر نام مصنف منتشر نموده و نيز كتاب ( نظريات دربارهء ايران ) از تأليفات اوست . كتب ديگرى نيز در موضوعات مختلف تأليف نموده است .